آخرین پست 2 سالگی
سلام و درود فراوان به دوستام مهربان تر از جان و سلامی به پسر جان شیرین تر و عزیزتر از جان در احوالات این روزهای پسری هر چه بگویم اندک است که ماشاالله توان و سرعت بسیار بالا (کاملا برخلاف مادر ). پسرکمام به کمک خدا هر روز بزرگتر و شیرین تر و شیطون تر از دیروز همی می شوند و هر روز فرمایشات جدیدی یاد میگیرند و من و همسرجان گاهی از تعجب هاج و واج میمانیم. چند مدتی است که بعداز ظهرها برای رفتن از خانه ی مامانی به خانه ی خود با ماشین راهی میشویم و سر خیابان تا تاکسی بایستد میگوییم: توکلی این واژه در ذهن پسرمان نقش همی بسته بود و یکی از روزها که از ایشان سوال نمودیم: آراد خونه ی ما کجاست: توکولی ...











